شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

759

نفثة المصدور ( فارسى )

77 / 5 / . . . خيره‌رويى . . . در « حديقهء سنايى » ، ص 685 ، س 5 آمده است : « خيره رويى ز تيره رايى به * بيزبانى ز ژاژخايى به » 77 / 6 و 7 / 284 / 6 . . . قدما قيل : « من لانت . . . » اين عبارت در شرح احوال « حاجى ميرزا آقاسى » تأليف حسين سعادت نورى ، تهران ، انتشارات وحيد ، ص 258 ، به نقل از « دستور الاعقاب » تأليف ميرزا محمد مهدى نواب نيز آمده است . 95 / 12 / . . . اين مردار را . . . در قرة العين ، ص 17 ، آمده است : « مردار به سگان اوليتر » و قرآن مىفرمايد : « الخبيثات للخبيثين » ، رك : « امثال و حكم » ج 1 [ ص 245 ] و خود پيداست كه در زمان مؤلف و نيز بعدها اين عبارت فارسى در حكم ضرب المثل بوده است . 106 / 12 / روز به معنى خورشيد ، ظاهرا ، به قرينهء « شب » در مصراع دوم . 111 / 10 / لگام در برهان قاطع آمده است : « لگام به ضم اول بر وزن و معنى لجام است . . . » در اينجا مولف بر همين ضبط صحيح كلمهء « لجام » را كه به كسر اول باشد و در آن كمترين اختلافى نيست نمىدانسته و ظاهرا آن را به ضم مىخوانده است . در « آنندراج » و « بهار عجم » و « شمس اللغات » و « رشيدى » به فتح لام آمده است و مخصوصا صاحب « آنندراج » تصريح مىكند كه به ضم خواندن اين كلمه خطاست . در « شمس اللغات » در ذيل « لغام » آمده : « لغام بالضم كفك دهان شتر و بالكسر روىبند زنان است و در عرف لگام را گويند كه اين اخير مؤيد به كسر خواندن آنست . در « المعرب » آمده : « . . . گويند « لجام » در فارسى « لغام » است و بر زير حرف نخستين « لغام » كسره گذارده است و اين نظر مؤلف شمس اللغات ، يعنى به‌كسر خواندن را تأييد مىكند . در « فرهنگ شعورى » و « معيار اللغه » ( تأليف ميرزا محمد على بن محمد صادق شيرازى ) و « الالفاظ المعربه » ( تأليف